معماری و رسانه : ضیافت هشتم

راستش اظهار تمایل من به شرکت در ضیافتهای معماری (چه اسم ضایعی هست این ضیافت) بیشتر به خاطر این بود که فکر میکردم در این گفتگو ها و تبادل نظر کردنها بیشتر دغدغه های معماری و معماران مورد بحث هستند … معماری و رسانه بیشتر به یک شعار مثل بسیج و رسانه یا امام و رسانه شبیه است تا یک دغدغه ؛ شاید هم … روتین ترین کار را در وبلاگ نینا دیدم : تعریف رسانه ، احتمالا بعدش تعریف معماری و در نهایت دوخت و دوز ایندو.(قبول نیست که پست رو برداشتی من یادمه توی اون پست کامنت دادم) البته دلیلی ندارد مساله ای که دغدغه من نیست دغدغه دیگری نباشد … بخصوص آقای اعطا که جزو اصحاب رسانه هم هستند.

سوال من اینست : آیا ارتباط معماری با رسانه متفاوت از ارتباط مثلا طراحی صنعتی با رسانه است ؟

با مطالعه تعریف رسانه فهمیدم که معماری هم به نوعی رسانه است وبلاگهای ما هم رسانه هستند

خوب ؟ در رسانه مخاطب و وسیله مهمند … بسته به نوع رسانه مخاطبها متفاوتند . اغلب وبلاگهای تخصصی معماری مخاطب خاص دارند مثل وبلاگ مرتضی میرغلامی ولی رسانه هایی مثل روزنامه ، رادیو و تلویزیون مخاطب عام تری دارند با این حال من غالب مقاله ها رو از مجلات تخصصی (انشاهای کامران افشار نادری؟!) میخونم و کم پیش اومده دمبال مطلب معماری جایی مثل روزنامه شرق بگردم و همینطور رادیو شاید در یک ساعت خاص یک دانشجوی تنهای معماری … هرچند کنجکاو بودم برنامه های علی آقا رو بشنوم ولی حتی در این صورت بدمبال فایل صوتی اون رو نت میگردم … من فکر میکنم (این نظر شخصی خودم هستش) رسانه های عمومی بیشتر مخاطب عام دارند و رسالتی که دارند بیشتر آگاه کردن مردم نسبت به ارزشهای معماری و معمار معاصر است تا مردم با بی اطلاعی برای روزهای خوش گذشته آه نکشند و اشتباهات عباس آقا بقال که تازه بساز بفروش شده را پای ما ننویسند. برای اینکه کارفرماهای خصوصی و عمومی (چند سالی است که این اوضاع کمی بهتر شده) بفهمند کیفیت معماری چه تاثیری در دنیای عمومی و خصوصی آنها خواهد داشت و برای این کیفیت باید وقت و زمان صرف کرد. مردم بدون اینکه اطلاعات درستی داشته باشند صرفا فکر میکنند کارهای معماری قدیمی شاهکارند و همه نواقص معماری کنونی گردن معمار معاصر . آیا این وقت و هزینه ای که صرف ساخت هرکدام از شاهکارهای معماری ما شده به معماری توانا داده شود و مدیریت دست یک حاج آقای احمق نباشد ، شاهکاری جدید خلق نمیشود ؟ منتها معماری معاصر ما در باتلاق مشکلات اقتصادی و مدیریتی ما سوخت (باتلاق جای سوختن؟! ) … به جای شاهکار میرمیران در مسابقه فرهنگسراها ، یک کار احمقانه اجرا شد که حرفی برای گفتن ندارد … میدان و طرح شهرسازی بلند پروازانه در تپه های عباس آباد (مرتضی تو حتما آمار بیشتری داری … کمک بده) تبدیل به طرح های احمقانه وزارت راه و تکه تکه کردن بهترین زمینهای تهران بصورت ساختمانهایی غول آسا و بی معنی شدند… در سراسر کشور طرح های بی ارزش زیادی با شعار اهمیت دادن به “ارزشها” به جای تخصص اجرا شدند. در زندگی خصوصی مردم و آپارتمانهای بی ارزشی که طی چند دهه عباس آقا بقال و آقای دکتر جراح هوشنگ ساختند هم حاظر نشدند اندکی از سود سرشار ساختن و فروختن را به کیفیت زندگی و کیفیت معماری اختصاص بدهند … البته معماران هم تلاش مذبوحانه خود را انجام دادند. شما علی آقا که با شیخ کار میکنی ازش بپرس ، روزی رو که در دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت زیر انتقاد دانشجوهای ورودی سال ۷۴ در مورد بی کیفیت بودن یکی از طرح هاش مجبور به طرح این جمله تاریخی شد :  “اینجا ایرانه ، شهرتون تهرانه ، ماشینتون پیکانه و معماریتون هم همینه که هست !” این جمله رو من از مرتضی شنیدم (مرتضی بگو که گفتی! ) ولی هنوز که هنوزه وقتی یک بار دیگه نابودی کاری از کارهام رو که شبهای زیادی براش بیدار بودم رو زیر تیغ تصویب یا اجرا میبینم به یاد این جمله می افتم. وقتی که یک شخص غیر متخصص در مورد کیفیت پایین معماری صحبت میکند یاد این جمله می افتم.

البته اگر مثبت نگر باشیم تلاش سنگین جامعه معماری را برای بهتر شدن و بیداری کم کم شروع شده جامعه کارفرما را میتونیم ببینیم. منظور من این بود که رسانه در وضعیت کنونی از هر نوعی که باشد (مخاطب خاص یا عام) باید از تعریف بیخودی معماری گذشته دست بکشد ( البته این جای احترام آمیز خود را دارد ولی فعلا عمل تقدیس در خفا انجام شود ) و روی روشن شدن ذهن عموم نسبت به ارزش و اهمیت بها دادن به معماری و معمار معاصر و دلگرم کردن معمارای معاصر (کاری که مجله معمار با این مسابقه معمارش میکند) کار کند. مردم و حتی جامعه مهندسی هنوز فرق مهندس عمران را با معماری نمیدانند در این وضعیت صحبت در مورد ارزشهای گنبد سلطانیه …

حالا این قضیه که معماری هم یک رسانه هست و حرفهایی برای بیان دارد خوب یک مطلب طولانی میشود که آیا هر معماری … ؟ یا مثلا فقط یک کار خاص … ؟ و این قضیه کی کامل و کی ناقص انجام میشود و اصلا کی اون حرفی که طراح قصد بیانش را داشته بیان میشود … آیا همه این حرفها را میشنوند یا … ؟ و آیا همه اصلا “یک” حرف را میشنوند یا هرکسی … ؟ اینها البته جای بحث دارند. سرتون رو درد آوردم …

کلیدواژه : ضیافت معماری
565

پر کن پیاله را، کین جام آتشین ... دیریست ره به حال خرابم نمی برد

دیدگاه کاربران
  • سارا ۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ / ۱:۲۰ ب٫ظ

    عجب مطلب خوبی بود. از کلوناد بهش رسیدم. فوق العاده بود

  • نینا شاهرخی ۳ مهر ۱۳۸۷ / ۱۱:۰۴ ق٫ظ

    برای گرفتن پاسختان حتما مطالبی را که تا ۲۲ مهر برای ضیافت ها نوشته خواهند شد را دنبال کنید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان