باغهای ایرانی

متن مقاله انتقال مطلبی است از وبلاگ قدیمی و مشترک با دوست عزیز آقای مهندس حامد رضا وثوق . و البته مقاله تدوین ایشون هست.

هرچند که اندیشه خود من خیلی با صورت ملکوتی ساخته شده  در کتابها و مقالات برای باغهای ایرانی موافق نیست و فراتر از هر مساله ای باغهای ایرانی را محیطی برای رسیدن به آرامش کسانی میدانم که در طول زمان امکانات لازم برای این مساله را در اختیار داشته اند ولی شکی نیست که معمار و باغساز ایرانی به کار گرفته شده تمام عشق خود را در کارشان ریخته اند و این مساله شایان احترام و تقدیر است. برای متن کامل مقاله روی ادامه مطلب …

باغـــــهای ایــــــران

Persian gardens

ایرانیها از قدیم الایام به ساختن باغ و باغچه در حیاطها و دور و بر بناها علاقه خاصی داشته اند. شاید خاطره میهن اصلی و خاستگاه قوم آریا منشأ این علاقه بوده است. آنها باغچه هایی را که در اطراف بنا می ساختند «په اره دئسه» می نامیدند، که به معنای پیرامون دژ یا «دیس» بود. «دیس» یعنی بنا و کسی را که دیس می ساخت «دیسا» یعنی بنا می خواندند.

واژه پردیس به معنای بهشت، در زبان عربی به فردوس و در زبانهای دیگر به پارادایزر تبدیل شده است. خود بهشت یا «وهشت» به معنای بهترین زندگی است و این بهشت به شکل باغی سرسبر و خرم و زیبا مجسم می شده است. ما برای این مفهوم واژه های جنت، فردوس، بهشت یا رضوان را به کار می بریم. در فارسی قدیم واژه پالیز هم به همین معنا بوده است. چنان که فردوسی گفته است: «وزآنجا به پالیز بنهاد روی».(پیرنیا،۱۳۷۳، ۵و۴)

امروزه این واژه در زبان یونانی به صورت paradeisos به معنی باغ، و در زبان فرانسه به صورت paradis و در زبان انگلیسی به صورت paradise به معنی بهشت به کار برده می شود. (آریان پور،۱۳۶۵، ۲۹)

نام دیگر این فضای سرسبز و دل انگیز «باغ» است. باغ واژه ای فارسی است که در زبان پهلوی نیز به همین شکل بکار برده می شده است.(همان)

باغ  ایرانی از قدیمی ترین و مهم ترین باغ های جهان به شمار می رود و در نوشته های یونانیان و تورات و از آن سخن بسیار رفته است.

کشاورزی و باغ سازی در آیین ایران قدیم با قرب و منزلتی موکد توصیه شده است. با گرویدن ایرانیان به دین اسلام این دیدگاه از عمق بیشتری برخوردار و باعث ترویج باغ سازی ایرانی در اقصی نقاط عالم اسلامی گردید.(دیبا،۱۳۷۴، ۲۵)

ویل دورانت در تاریخ تمدن می نویسد که باغ به سبک ایرانی مورد تقلید سایر ملل نیز قرار گرفته و هم در بین مسلمین و اعراب و هم در هندوستان رواج یافته است و در قرون وسطی موجب الهام اروپائیان گردیده است.

در چنین دورانی بیشتر شهرهای ایران در محاصره باغهای سرسبز و انبوه پناهگاهی برای آسایش ساکنان آنها بوده، و شهرهائی چون اصفهان و شیراز و چند سده پیش از آن نیشابور و بلخ و هرات و سمرقند و بخارا از نظر زیبائی، طراوت و ظرافت و داشتن باغهای بزرگ و بی نظیر بی شمار در دنیای آن روز به خود می بالیده است.

جهانگردان اروپائی همچون پیترودلاواله و شاردن که در آن عهد باغهای اصفهان را دیده اند یادآور شده اند که برای اولین بار در عمر خود چنین مناظری را مشاهده کرده اند.

شیوه باغ سازی در کشورهای شرقی نیز از باغهای ایران بهره گرفته است. با برشاه از شاهان مغولی حاکم بر هند شیوه باغ آرایی ایرانی را به سرزمین هند برد و باغهایی در آگرا واقع در شمال هند احداث کرد که معدودی از آنها تا به امروز موجود است.

(آریان پور،۱۳۶۵، ۳۱و۳۰)

باغ تمثیلی از بهشت برین

اعتقاد به بهشت بعد از مرگ در سایر اعتقادات مذهبی نیز وجود داشته است که از آن جمله می توان به اعتقادات مصریان باستان و هندوان اشاره کرد و از دیدگاه چینی ها و ژاپنی ها روح انسان پس از مرگ و طی مراحل سخت، در قالب تازه ای به زمین باز می گردد و یا در بهشتی که شباهت تام به روی زمین دارد به آرامش و سعادت جاوید می رسد. در ایران قدیم معتقدات آیین «مزدیسنی» در مورد بهشت کاملاً روشن است که دارای سه «سرا» است که از سرای سوم به بارگاه جلال اهورا و عرش باری تعالی می رسد.

آب به معنای سرچشمه حیات و گیاهان جلوه های جمال و زیبایی طبیعت اند و باغ در سرزمین های گرم و خشک آیتی از سر زندگی خاک و تمثیلی از بهشت برین بر کره ارض می باشد. قرآن کریم که خود آیاتی از جلوه های جمال خداوند است با تکیه بر تصاویری که انسان از سرسبزی و خرمی طبیعت دارد بهشت را در جهان آخرت توصیف نموده است و پس از اسلام معماران مسلمان با عنایت به این توصیف ها بهشت هایی را در این جهان فناپذیر ساخته اند که به راستی تمثیلی از جنت است که در قرآن توصیف شده است.

ایرانیان بهشتی را در این عالم  طرح کرده اند که با خصوصیات این دنیا مطابقت دارد (تحول پذیری) اما تصاویر بهشت آخرت را تداعی می کند. و سعی کرده اند که در همه فصول سال زیبایی و بهره دهی (میوه های مناطق مختلف آب و هوایی در چهار فصل سال) در یک اکوسیستم بسته و جدا از محیط فراهم آید.

(دیبا،۱۳۷۴، ۲۷و۲۶)

یکی از خصوصیات باغ های ایرانی وسعت آنها است، گرچه باغ های معروف و وسیعی در ایران وجود داشته است که از جمله به باغ هزار جریب در اصفهان می توان اشاره کرد. اما وسعت مجازی باغ ایرانی که منتج از هندسه خاص آن، کاربرد همه عوامل طبیعی و می باشد از اهمیت بیشتری برخوردار است و هویت باغ ایرانی نیز از آنها ناشی شده است.

وجود چشم انداز اصلی به شکل مستقیم کشیده در محور طولی باغ روبروی کوشک و کاشتن درختان بلند در دو طرف آن نقشی اساسی در ایجاد پرسپکتیوی دارد که باغ را طولانی تر جلوه گر می سازد. این همان خصوصیتی است که در باغ های ایتالیایی و به تبع آن باغ های فرمال فرانسوی مورد الهام قرار گرفته است.

شیب طبیعی که در اکثر باغ های ایرانی مورد استفاده قرار گرفته موقعیت مناسبی را برای قرار گیری کوشک در نقطه مرتفع باغ فراهم ساخته است که تمثیلی از معنای فردوسی در بهشت می باشد.

(دیبا،۱۳۷۴، ۲۷و۲۶)

در اکثر باغ های ایرانی جوی آب از طبقه زیرین کوشک سرچشمه می گیرد و پس از ریختن به حوض جلوی عمارت در کل باغ جاری می شود.نهر (یا حوض) کوثر چنان که در بعضی روایات آمده زیر أرض جریان دارد و مبدأ و نهایت آن بی پایان و نامحدود است و هر کس به اندازه ظرفیت ذهن صاف و پاکش از آن دریافت و بهره ای دارد. (دیبا،۱۳۷۴، ۳۰)

اهمیت درخت و گیاهان نزد ایرانیان

بعد از آب که نقش اصلی در شکل گیری باغ ایرانی را دارد، مهم ترین نقش به درختان داده شده است و این امر بر خلاف نقش درختان در باغ های اروپایی است که به دلیل خصوصیات آب و هوایی از ارزش چندانی برخوردار نیستند.

شاید پناه بردن از گرمای جهنمی اقالیم خشک و سوزان به سایه طوبایی درخت، دلیلی بر این گرایش بوده است و به همین دلیل درختان کهن سال که نقش اساسی در تنظیم اکوسیستم محیط داشتند مورد توجه و تقدیس قرار می گرفته اند. از خصوصیات دیگر باغ ایرانی محصور بودن آن به وسیله ترکیبی از دیوارهای بلند و درختان خاص بوده است که توان مقابله با شرایط آب و هوایی محیط را داشته و بومی منطقه بوده اند.(همان)

اصول هندسه باغ ایرانی

طرح باغ ایرانی بر اساس توجه و کاربرد خاص مربع در ترکیب کلی و اجزاء آن استوار است و این خصیصه شخصیت متمایز باغ ایرانی را تشکیل می دهد واز دیرباز مورد توجه دیگران بوده است.

این که از چه زمان مربع یا مربع مستطیل در طرح باغ مورد استفاده قرار گرفته محتاج تحقیقات فراوان است اما دلایل بسیاری برای کاربرد مربع در خلق محیط زیست انسان و از جمله باغ ایرانی می توان ذکر کرد.

پلان باغ ایرانی

تصویر ۱ – طرح هایی از باغ ایرانی از کتاب مفاتیح الارزاق (آریان پور، ۱۳۶۵، ۶۳و۶۲)

جاری شدن آب از جای جای باغ (در باغ ایرانی آب را به درون زمین برده و از مکان های خاص به بیرون جاری می کرده اند) و حرکت آن در چهار جهت و چهار جوی، تمثیلی از چهار نهر بهشتی است که در باغ ایرانی به کار گرفته شده است.

گرچه در بسیاری از باغ های ایرانی می بینیم که آب از یک جهت آمده و ضمن ریختن در یک حوض مقسم در سه جهت دیگر جاری شده است اما گردش آب را در چهار جهت تداعی می کند. نقوش کاشی های به دست آمده از شوش که تا قرن ۲۳ قبل از میلاد هم می رسد شامل برکه آب و درخت زار می باشد اما از ترکیب هندسی و تقسیم باغ به چهار قسمت و آب گذرهای مستقیم نشانی نداشته است و صرفاً نمایان گر اهمیت آب وگیاه در زندگی مردم آن روزگار بوده است.

گرچه بعضی از این نقوش «دنیا» را نشان می دهد که به چهار قسمت تقسیم شده و گاهی آبگیری هم در وسط آن مشاهده می گردد. اما دلالت بر باغ با طرح هندسی نمی کند، بلکه تصور انسان آن روز از زمین را نشان می دهد و این همان تصور سمبلیک است که اساس تصورات هندسی و عقلانی را که نقش اصلی در خلق محیط مصنوع و از جمله باغ ایرانی دارد تشکیل می دهد.

اگر باغ سلطنتی پاسارگاد (که اولین نمونه باغ ایرانی کشف شده قبل از اسلام است) را مورد بررسی قرار دهیم می بینیم که حوضچه های سنگی مقسم و آب گذرهای سنگی مستقیم در آن مورد استفاده قرار گرفته است. علی رغم آنکه شواهد ظاهری نشان گر تقسیم باغ به دو قسمت (دو مستطیل) است و حوضچه های سنگی موجود تنها به سه آب گذر (یک ورودی و دو خروجی) متصل شده اند، دیوید استروناخ معتقد است که باغ مذکور یک «مسیر دید» طولانی و مرکزی داشته که به دلیل شخم زدن زمین در دوره های بعد به کلی از بین رفته اند و به وسیله آب گذرهای متقاطع باغ را به چهار قسمت متساوی تقسیم می کرده و بنیادی ترین عامل «باغ ایرانی»‌یعنی «چهار باغ» در پلان باغ اصلی کورش در پاسارگارد وجود داشته است.

پلان باغ کوروش در پاسارگاد

تصویر ۲ ـ طرح بازسازی کلی باغ کورش در پاسارگاد و ابنیه اطراف آن (دیبا، ۱۳۷۴، ۳۰)

کاربرد وسیع ترکیب هندسی چهار باغ و آب راه های اصلی و متقاطع باغ های ایرانی در دوره پس از اسلام را می توان نتیجه ابعاد تمثیلی بهشت در قرآن (چهار نهر بهشتی) و دیدگاه کهن انسان به زمین به عنوان تمثیلی از کل طبیعت دانست.

دیدگاههای دیگری نظیر اعتقاد به طبایع چهارگانه عناصر اربعه و نیز، بخصوص در دوران بعد از اسلام در بین مسلمانان رواج یافته که ممکن است دلیل تقسیمات هندسی چهارگانه باشد.

(دیبا،۱۳۷۴، ۳۵-۳۳)

از زمانی که انسان شروع به کشاورزی نمود و برای آماده ساختن خاک، گاوآهن را اختراع کرد، بر اثر تجربه به این قاعده هندسی دست یافت که سهل ترین راه برای شخم زدن زمین، حرکت آن در جهت مستقیم و موازی هم می باشد و بدین ترتیب قطعات زمین به اشکال مربع و مستطیل درآمد.

همین قاعده هندسی زمانی که قصد آبیاری مزارع را داشت نیز به عنوان سهل ترین راه برای آبرسانی، با طی کردن مسافت کمتر و جلوگیری از هدر رفتن آب مورد توجه قرار گرفت.

یکی دیگر از خصوصیات مهم باغ ایرانی نظم دقیق و هندسی در نحوه کاشتن درختان است و برای این منظور هر بخش از باغ که به شکل مربع یا مستطیل است به مربع های کوچک تقسیم و در هر راس این شبکه مربعی یک درخت که عمر طولانی تر دارد کاشته می شد و سپس این مربع ها به مربع کوچکتر تقسیم و در هر راس آن درختان با عمر متوسط و به همین ترتیب درختان با عمر کوتاه در رئوس مربع های میان آنها کاشته می شد.

هماهنگی شکل هندسی فضای برون با درون (کوشک) دلیل دیگری بر این نظام هندسی است و نظام هندسی فضای درونی خود وابسته به عوامل بسیار دیگری است که از حوصله این بحث خارج است.

(دیبا،۱۳۷۴، ۳۶و۳۵)

سایر خصوصیات هندسه باغ ایرانی

باغهای ایرانی یا در زمین مسطح بنا می شدند و باغهای دشتی بودند، یا در زمین شیبدار، که امکان می داد باغ را با آبشارها و درختهای بیشتر زیباتر سازند؛ مثل باغ تاج نطنز، باغ شاهزاده ماهان و باغ تخت شیراز که از بین رفته است. یا بعضی باغهای مازندران.

درختها را چه در هم و چه جدا، روی خطوط عمودی، به شکل مربع می کاشتند.یک اصل مهم دیگر در باغسازی ایرانی باز بودن چشم انداز اصلی به شکل مستطیل کشیده بود. در این باغها، در مقابل بنا، فضای باز و کشیده ای بود که درست در چشم انداز اصلی واقع می شد. در این فضا درختان بلند نمی نشاندند. معمولاً گیاهانی می کاشتند که زیاد بلند نشود و منظر باز را سد نکند و در عین حال همیشه زیبا باشد.

بنا را در نقاط مختلف باغ می ساختند، مثلاً گاه بنای اصلی در وسط باغ بود و از چهار طرف دیده می شد و بناهای فرعی و سردر اطراف بودند. یا بنای اصلی باغ یک طرف بود و بناهای فرعی در اطراف، با دو راه متقاطع، و منظر اصلی در امتداد محور طولی باغ بود.

در باغهایی نیز کوشک به نسبت یک سوم در امتداد محور طولی قرار داشت و بناهای اندرون را در طرف خلوت باغ قرار می دادند و منظر اصلی در جهت مخالف اندرون بود.

اما در تمام این باغها، در مقابل بنا حتماً میان کرت بود. یا یک فضای مستطیل کشیده که در آن آب نما یا استخر می ساختند. هیچ باغی بدون این فضای باز نبود (مگر اینکه از زمان احمدشاه به بعد احداث شده باشد). برعکس میان کرت، در خیابانهای دو طرف درختان بلندی می کاشتند که خیابان را به صورت دالانی سبز در می آورد. در خیابانهای فرعی نیز که به صورت منظم و مربع یکدیگر را قطع می کردند، انواع درختان دیگر کاشته می شد. و این خیابانبندیها باغ را به شکل مربع مربع تقسیم می کرد.

معمولاً اندازه کوشکهای باغها بین ۱۲ تا ۲۰ متر بود و بزرگترین آنها در مورد کوشکهای مدور، هشت گوش،  یا مربع به ۲۵ متر هم می رسید.

بنابراین، تقسیمات باغ معمولاً به این شکل بود که خیابانهای دو طرف باغ تا جلو ساختمان می آمد و در اطراف خیابانها قطعات مربعی شکل یعنی کرتها بودند که قبلاً توضیح داده شد. وسط خیابانها یا میان کرت بود یا آبنما و در انتهای خیابانها قبل از رسیدن به کوشک حوض قرار داشت. بعضی جاها هم میان سر در و میان کرت گلزار بود. قسمت عمده و پرکار، یک پنجم عرض باغ، شامل کوشک، خیابانهای اصلی و میان کرت بود. در بعضی از باغها، درهای فرعی هم بود مثلاً در باغ قدمگاه نیشابور.

در باغهای ایرانی، علاوه بر عمارت اصلی یا کوشک اصلی، بناهای سر در هم بودند که در حقیقت بیرونی باغ یا محل پذیرایی باغ محسوب می شدند و معمولاً بسیار زیبا بودند. گاهی هم به جای سر در یک در معمولی بود، اما در مقابلش یک «پرس» بود. یعنی دیواری مشبک که موجب می شد داخل باغ از بیرون مستقیماً قابل رویت نباشد. عمارتهای دیگر باغ عبارت بودند از عمارتهای تابستانی، زمستانی، آب انبار، حمام و سایر بناهای مودر نیاز که در نقاط مناسب برای عملکرد آنها ساخته می شد.

به طور خلاصه در هندسه باغ ایرانی دو اصل مهم بود؛ سه کشیدگی در کنار هم، و تقسیم باغ به مربعهایی که خود دارای تقسیماتی منظم و مربع شکل بودند. سابقه این اصول به خیلی قبل، به هزاران سال قبل باز می گردد. در کشاورزی ما هم کاشت مربعی معمول بوده و زمین و آب به صورت مربعی تقسیم می شده است.

غیر از مستطیل کشیده و مربع، شکلهای هشت گوش، کشکولی و نگینی و چهار گوش هم در باغ بود، معمولاً به صورت استخر یا حوض.

استخر ۱۲ گوش هم بود، مثلاً استخر باغ دولت آباد یزد که در مقابل آن سه استخر طولانی و کشیده مستطیل هم بود و آب را در آنها جمع می کردند و به آبادیهای مختلف می بردند.

(پیرنیا،۱۳۷۳، ۷-۵)

آب در باغ

یکی از مشخصه های مهم باغ ایرانی، تمایل زیاد به نمایش آب بود. آب معمولاً خیلی کم و بسیار عزیز بود، معمار باغساز بازیهای غریبی با آن می کرد.

اگر باغ مسطح بود، آبنماها خیلی کم شیب بودند، مثل باغ فین کاشان. و اگر شیبدار بودند مثل باغ شاهزاده یا باغ تاجر نطنز، به صورت آبشار در می آمدند. در این موارد از «سینه کبکی» استفاده می کردند که آب را بیشتر نشان می داد. تراش سنگ در سینه کبکی مثل موج طبیعی آب بود.

باغ فین کاشان

تصویر ۳ ـ پرسپکتیو محور اصلی باغ فین کاشان (آریان پور، ۱۳۶۵، ۱۳۱)

تناسبات نما و استخر در باغهای مختلف فرق می کرد. مثلاً اگر جلوی کوشک استخر بود، استخرها را معمولاً به اندازه ای می ساختند که محوطه ای در اطراف آن برای نشستن باقی می ماند. اندازه استخر مربع معمولاً ۱۵*۱۵ متر بود، مثل استخر میدان بهارستان که از بین رفته است. اگر استخر مستطیل بود، مستطیلی خیلی نزدیک به مربع مثلاً در ابعاد ۱۲×۱۰ یا ۱۵×۱۲ متر بود.

(پیرنیا،۱۳۷۳، ۷)

منابع:

آریان پور، ع. (۱۳۶۵)، پژوهشی در شناخت باغهای ایرانی و باغهای تاریخی شیراز، چاپ اول، تهران، نشر تاریخ و فرهنگ ایران زمین (فرهنگسرا).

پیرنیا، م. (۱۳۷۳)، باغهای ایرانی. در مجله آبادی، سال چهارم، شماره پانزدهم

دیبا، د. و م. انصاری (۱۳۷۴)،  باغ ایرانی. در  مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، ج ۲، چاپ اول، تهران،‌ سازمان میراث فرهنگی کشور.

کلیدواژه : باغ ایرانی
565

پر کن پیاله را، کین جام آتشین ... دیریست ره به حال خرابم نمی برد

دیدگاه کاربران
  • sajede ۱۷ فروردین ۱۳۹۲ / ۸:۰۲ ق٫ظ

    sepas be khatere zahamateton ,ali booooooooooood

  • مهدي ۸ فروردین ۱۳۹۱ / ۹:۱۲ ق٫ظ

    سلام باریکالا انشالله موفق باشید. مخصوصا دوست عزیزتون آقای وثوقی.

  • NSH ۸ آبان ۱۳۹۰ / ۱۲:۳۰ ب٫ظ

    ممنون

  • بهنام ۱۹ آذر ۱۳۸۷ / ۶:۳۸ ب٫ظ

    دستت درد نکنه اقا مهدی مقالت عالیه خسته نباشید

ترک ارسال پاسخ به sajede لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان